زماني خواهد آمد پشيمان و پشيمان و پشيمان در پناه قطره اشكي چون سيل قطره آهي چون باد تكه صبري چون برف چه دير آمد ولي آنگاه كه در اندوه تنهايي كسي ديگر نمي باشد كه سر را در گريبان نگاه عاشقت ريزد و در گوشت كلام عشق را با تاب و تب خواند ولي آيا در آن هنگامه شيرينو تلخ روزگار نا مراد آيا تو سر گرداني او را بفهميدي و در تنهاييش غمخوار غمهايش نمودي جان شيرين را ... چرا بايد كه عشقش را كه با جان و كه با اندوه و صد افسون به پايت ريخت اكنون بنگري كه ديگر نيست نيست نيست .. دگر آن شانه هاي پر ز ترس رفتنت نيست كه سر بر رون آن بگزاريو راز درون گو يي كه خواهم رفت خواهم رفت خواهم رفت و آن قلبي كه روزي پر ز عشق بودنت بود دگر افسردو ديگر نيست اگر روزي ز كوي ما به سوي عشق ديرينت سفر كردي برو عشق دل افسرده ام بدرقه راهت كه برگشتي از آن ديگر نمي باشد براي تو ، كه ديگر عاشقي اندوهگين در انتظار رفتنت تاب تحمل را نمي آرد و آيا ...؟ در آن سوي نگاهت عاشقي بود كه عشقت را چنين سنگين و پر اندوه و شيرين تر ز جانش آرزو باشد ؟! هر آن هنگام كه وغط رفتنت آمد برو شيرين تر از اندوه عا لم كه بودن را براي بودنت و مردن را به پاي رفتنت ريزم .
گریه یعنی شنیدن صدای پای تو و نرسیدن به تو گریه یعنی انتظار یک منتظر گریه یعنی تکرار نام تو در قعر بن بست
من یه دیونه ام .دیونتم وقتی میگم بهت دیونتم همه اسمونای خدا یکی یکی ستارههاشون و برام میارن تا زیباترینشو برای تو کنار بزارم . ولی من ستاره یی براتکنار نزاشتم بلکه همه ستاره ها رو به اسم تو کردم تا اسمون دیگه به فکر ستارههاش نباشه دیگه دوست ندارم حرفی از گذشته بزنم . اینده من تویی تویی که برایمن می مونی مثل هر کسی به فکرم نیستی مثل هیچ کس دوسم نداری دوست داشتن تواز روی هیچی نیست دوست داشتن تو فقط ماله منه چون وقتی حرف تو رو برای دلممیگم .بی محاوا اشکام برای شستن چشمام از سیاهیهای دنیا .دودو دم دنیا میان بیرونتا من تورو ببینم ببینم که خودمی ببینم که داری پابه پام میایی ببینم کههمیشه بالای سرمی بی انکه دیگران ببین و دشمنم باشن دوست دستاتو تو دستامو بگیرم همین طور که دلم میخواد اون دستای مهربون و بی کینه اشکای م و .اشکایی که نهبه خاطره بی کسی نه به خاطره درموندگی نه به خاطره تنهایی نه به خاطره ... فقط به خاطره تو دارن اروم اروم از رو گونه هام به سمت تو میان قطره هایاشکام اینو برام ثابت میکنند که هنوز مثل قبلا دوسم داری حتی بیشتر چون می دونیالان بیشتر از گذاشته ها بهت نیاز دارم دوست دارم هیچ چیز دنیا چه قشنگ .چه زشت...مانع دیدن من از روی مهربون و دوست داشتنیت بشه خدایا خدای مهربانم کهوقتی میگم فقط ماله منی کنارم بایمیسی بدونه اینکه بگی وقت ندارم و کار دارم.تا هر وقت بگم کنارم می ایستی غرورت کوهارو بهم میرسونه مهربونیت شرم وحیا بوجود میاره و نگاهت عشق به زندگی رو برای ادم هدیه میکنه نگاهی که هیچوقت ندیده ام ولی هزاران بار احساس کردم نگاهی که بهم میخواد صبر و تحمل یادبده خدایا هر چه بنویسم می دونم من خسته میشم ولی تو قشنگ نوشته هامو می خونیوشاید یه جوره دیگه جوابمو بدی خدایا من فقط به خاطره تو .تویی که با دشمنمدشمنی و با دوستم دوست به خاطره تو نوشتم این نامه رو و نامه هایی که از کودکیبا دست خط شکسته ولی بی ریا برات مینوشتم و می دادم دست باد تا بهت برسونه اونموقعه دوست نداشتم نامه ام رو کسی بخونه ولی الان دوست دارم همه بدونند من همونکودکی هستم که دوست داره کودک بمونه تا از یاد حدا غافل نشه حتی برا یه ثانیه الان دلم میخواد ....شروع کنم به نام خدا مهربانم که اسمون و زمین از اوستولی برای ما به یاد تنها عشقم بعد خدا ....تا مرگم همیشه به یادشم .همیشه و ایماندارم هیچوقت فراموشش نمی کنم چون هیچوقت دلم نمی خواد فراموشش کنم او مادر شد ومن پیر پسر
اگه روزی نامه ام رو خوندی بدون که حالم خوبه چون خدا کنارمه
+ شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387## 23:21 نویسنده مجید براتی
|
بدون شرح
۱.استاد همه هنر ها عشق است.
۲.اولین عشق فراموش نشدنیست.
۳.عشق وفاداری می خواهد و وفاداری نگهداری.
۴عشق کهنه زنگ نمیزند.
منبع(کتاب دایرت ا لمعارف)
+ جمعه بیست و سوم فروردین 1387## 23:24 نویسنده مجید براتی
|